|
|
|
|
|
کودک درکوچه ما شیطنت می کنند.
مرد همسایه عصبانی است. من میدانم که کودک ناقص العقل است ولی مردک نمی فهمد. ناگهان از خانه بیرون می آید وسیلی محکی در گوش کودک می نوازد . خون از دماغ کودک به زمین می ریزد و شروع به داد وبیداد وسنگپرانی به طرف شیشه منازل. مرد هم متقابلا هرچه شیشه بود می شکند و حال هر دو شیشه می شکنند. ناگهان شیشه ما هم می شکند ومن همچنان نظاره گر ماجرا... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 10:31 توسط خوزانی
|
|
||